تبلیغات
دروس مرمت و معماری - انعام ما یادتون نره...
دوشنبه 25 اسفند 1393

انعام ما یادتون نره...

   نوشته شده توسط: سامان كارگر    نوع مطلب :نوشته های من از ... ،





پنج شنبه هفته ی پیش تصادف کردم...  تصادف تصادف هم که نه. اما...
توی خیابون امام در حال عبور با ماشین بودم. از سمت چپ لاین خودم. در کنارم هم یک ماشین دیگه. نزدیک عیده و خیابونا بسیار شلوغ. یهو دیدم یه صدایی اومد و... 

یک موتوری اومد از بین ما سبقت بگیره که یهو سرنگون شد. نمیدونم به آینه ی من خورد یا به ماشین بغلی. اما هم خودش خورد زمین و هم لاستیک ماشین کناری ترکید...  ماشین من هیچ اثری از برخورد نداشت. از اونجایی که نمیدونستم به من خورده یا نه من هم متوقف شدم. یه مرد و زن سرنشینای موتور بودن. مرد بلند نمیشد و صورتش رو به زمین بود. زیر صورتشم خون جاری بود... خیلی نگران شدم. خانومش هم در حال بی قراری و جیغ و فریاد...

سراغ مرد رفتیم و آروم صورتشو برگردوندیم. خداروشکر ضربه به سرش نخورده بود. دندونش خون میومد. بهر حال صبر و آمبولانس و پلیس و ...

صبر کردیم تا اومدن. بررسی کردن و دستور دادن ماشینها و موتور رو یدک کش ببره پارکینگ و موتورسوار هم اورژانس و راننده ها کلانتری!
هنوز کروکی رو نکشیده بود افسر. و مقصر معلوم نبود. 

بهر حال ما هم رفتیم کلانتری و تشکیل پرونده و فعلا مسکوت موند. تا شنبه هر چی کلانتری زنگ زدیم خبری نشد. رفتم کلانتری و گفتن کروکی نیومده و برید راهنمایی و رانندگی رفتم اونجا گفتن تا ظهر می فرستن. بازم تا ظهر سر زدم خبری نبود. شب که رفتم گفتن مقصر موتورسوار بوده. و فردا بیاید برای ترخیص ماشین. احوالی از موتورسوار هم گرفتیم. ترخیص شده بود و جدی نبود مسئله ش. روز بعد فکر می کردم نامه میدن که ماشین آزاد بشه. رفتم کلانتری گفتن پوشه بگیر بیا. گرفتیم و آوردیم گفتن شکایت داری؟ گفتم نه. راننده ماشین کناری هم آمد اونم از لاستیک گذشت و موتور سوار هم آمد و معلوم شد گواهینامه و بیمه هم نداره... بنابر این اعتراضی هم نداشت. بهر حال هم نظر شدیم که رضایت بدیم. معرفی کردنمون به دادسرا. توی دادسرا تا اومد نوبت ما بشه شد ظهر و فرمودن 5 هزار تومن تمبر باطل کنید برای پرونده. گفتم کی باید بده فرموندن شاکی. گفتیم شاکی نداریم. گفتن پس پرنده به جریان نمی افته!! 
رفتم  و تمبر گرفتم و پرونده به جریان افتاد. تا اومدن معاونت محترم دستور بدن و دادیار بررسی کنه و منشی بنویسه و شماره بشه و ... شد 12 و نیم. قرار شد 50 هزار تومن موتورسوار رو جریمه کنن که اونم قاضی بخشید. فکر کردم الان میریم و ماشین رو می گیریم. تازه نامه دادن کلانتری که بلامانع است. رفتیم کلانتری گفتن حالا کپی از گواهینامه و کارت ملی و کارت ماشین و بیمه نامه و ... لازمه گرفتم و اومدم دوباره فرمودن خلافی رو هم باید بگیرید...  رفتم خلافی رو هم گرفتم. برای گرفتن برگه ش که پول می خواست. خود جریمه ها هم که جای خود. تا برگشتیم گفتن پول یدک کش رو هم بدید. که باز خدارو شکر راننده یدک کش بود و گفت همون پارکینگ می گیریم. تموم که شد تازه نامه دادن به راهنمایی و رانندگی. و فرمودن اونا تا 12 و نیم بیشتر نیستن. ... سریع خودم رو رسوندم راهنمایی. ساعت یک بود به گرفتاری فراوان باز پول چند تا قبض رو دادم و نامه پارکینگ رو گرفتم. گفتن پارکینگ هم تا 2 بیشتر نیست. خودم رو رسوندم پارکینگ. تا دوباره بررسی فرمودن گفتن 45 ت هم پول یدک کش میشه، 6 تومن هم پارکینگ... 


یعنی توی یک ماجرا که من نه مقصر بودم نه شاکی نه آسیب دیده بودم و نه هیچ، ماشینم 4 روز پارکینگ بود، نزدیک 70 هزارتومن اینور و اونور دادم با کلی اتلاف وقت...

همه ی اینا یک طرف، وقتی که ماشین رو گرفتم و داشتم از پارکینگ بیرون می آمدم، نگهبانه سر کرده توی ماشین و میگه:

انعام ما یادتون نره...


منماشینم  پارکینگ نگهبانیدک کش پلیس راهنمایی و رانندگی  افسر کلانتری 

یزد.سامان 23.12.93


هدایت به بالای